مستولي شد. از اين روست كه در اين ملاحظات گزارش كوتاهي از موسيقي نه فقط مجاز، بلكه‌ واجب است‌.
در اثناي عصر مورد نظر آدلبولد اوترختي رساله‌اي در اين زمينه تأليف كرد، ولي‌ برجسته‌ترين و در عين حال معروف‌ترين نويسنده گويدوي آرتسويي بود. ممكن است در اهميت او مبالغه شده باشد، ولي به هر حال نشانه‌اي است حاكي از توجه به پيش‌رفتي كه مقارن‌ اواسط سده‌ٴ يازدهم در موسيقي غرب مسيحي به وسيله‌ٴ گويدو، يا ديگران‌، صورت گرفت‌.
گويند اوليور مالمسبري‌، اخترگوي انگليسي‌، به وسيله‌ٴ بال‌هايي كه به بدنش وصل كرده بود سعي كرد از بالاي برجي پرواز كند. مشكل بتوان دانست كه اين داستان تا چه حد قرين حقيقت‌ است‌، ولي به هر صورت ديرينه بودن يكي از آرزوهاي بشري را نشان مي‌دهد.
الياس بارشينايا، مورخ بزرگ سرياني‌، رساله‌اي به عربي در باب ترازو نوشت‌، كه از نقود، اوزان و مقادير بحث مي‌كند و استفاده از مقياس‌هاي مختلف را شرح مي‌دهد.
گزارشي از موفقيت‌هاي مسلمين در اين عصر به ترتيب زماني‌، بايستي با ابن هيثم آغاز شود، كه در آغاز قرن در قاهره برآمد. او فقط بزرگ‌ترين فيزيك‌دان مسلمان نبود، بلكه روي هم رفته‌ بزرگ‌ترين فيزيك‌دان قرون وسطي به شمار مي‌رفت‌. تحقيقات او در زمينه‌ٴ نور هندسي و روٴيت‌، در فاصله‌ٴ دوران باستان تا سده‌ٴ شانزدهم بسيار مهم بود. توصيفش از چشم و توضيح‌ اِبصار (فرايند بينايي‌) به صورت بارزي بهتر بود. دانشمندان مسلمان توجه خاصي به تعيين وزن‌ مخصوص مبذول داشتند. بيروني اين سنت را دنبال كرد و چگالي 18 سنگ قيمتي و فلز را با صحت چشم‌گيري به دست آورد. او دريافت كه سرعت نور تا حد غير قابل قياسي بيش از صوت‌ است‌. ابن سينا همه‌ٴ مباحث اساسي فيزيك را كه در زمان وي قابل تنظيم بود مورد مطالعه قرار داد. او هم دريافت كه سرعت نور، هرچند عظيم است‌، ولي نامحدود نيست‌. مطالعه‌ٴ وي در زمينه‌ٴ موسيقي اهميت خاصي داشت و بسي برتر از معاصرين لاتيني بود كه در آغاز اين فقره ذكر شد. او گام مضاعف (پانزدهم درست‌) دو ذوالاربع (يازدهم درست‌)، دو ذوالخمس (دوازدهم‌ درست‌)، حتي سوم بزرگ مضاعف (= 10 ربع پرده‌) را شرح مي‌دهد.
ماسويه مارديني‌، از همكاران ابن هيثم در دارالحكمه‌ٴ قاهره‌، تهيه‌ٴ روغن‌هاي سوزان خوشبو را شرح داد. ابن سينا عقايد بديعي در زمينه‌ٴ شيمي ابراز كرد؛ او حاضر نشد عقيده‌ٴ عمومي‌ كيمياگران مسلمان را بپذيرد كه با تغيير رنگ و تركيب فلزات بتوان جوهر فلزي را عوض كرد. او فكر مي‌كرد اختلاف ميان فلزات عميق‌تر از آن است كه موجب قلب ماهيتشان بشود. رساله‌ٴ مهمي راجع به كيميا در سال 1034 توسط كاثي تأليف شد.
چاپ حروفي‌، يعني چاپ با حروف قابل تفكيك‌، در اثناي دهه‌ٴ پنجم سده‌ٴ يازدهم به وسيله‌ٴ پي‌شنگ اختراع شد. اين قديم‌ترين حروف كه از سفال ساخته شده بود، رضايت‌بخش نبود، ولي‌